انیمیشن کوتاه The Meaning of Life

You must need to login..!

کد Embed

توضیح

نام انیمیشن: معنای زندگی – The Meaning of Life

ژانر: کمدی، کوتاه

انتشار: سال2005

زبان فیلم: انگلیسی

زیرنویس فارسی: ندارد

مدت زمان: 13 دقیقه

محصول کشور آمریکا

خلاصه داستان:
آیا زندگی هدف و معنای خاصی دارد؟ یا یک پروسه تصادفی و بی هدف است که هیچ معنای مطلقی ندارد؟ جایگاه انسان در این میان کجاست؟ این انیمیشن سیر تکامل بشر را به تصویر میکشد…

درباره انیمیشن:

معنای زندگی (به انگلیسی: The Meaning of Life) نام انیمیشنی زیبا محصول کشور آمریکا در سبک انیمیشن و ماجراجویی به کارگردانی دان هرتزفلت است که در سال ۲۰۰۵ میلادی منتشر شد. این انیمیشن موفق شده است امتیاز ۷.۳ را از سایت معتبر IMDB کسب نماید. صداپیشگانی چون جیدن الکساندر و لانسی اندرسون در این انیمیشن به جای شخصیت های اصلی صحبت کرده اند. انیمیشن زیبای معنای زندگی در تاریخ ۲۱ ژانویه سال ۲۰۰۵ میلادی در کشور آمریکا به نمایش عموم درآمده است.

تعریف کلی انیمیشن کوتاه

شناخت هر پدیده ای به ما کمک میکند تا آن را بهتر درک کنیم و بتوانیم با استفاده از این شناخت بهره برداری بهتری را از آن پدیده انجام دهیم

انیمیشن کوتاه، نوع خاصی از پویانمایی است که گستردگی مخاطب بیشتری نسبت به نمونه های بلند دارد. انیمیشن های کوتاه فقط برای کوچک ترها ساخته نمی شوند و در مقابل اختصاصی هم به بزرگ ترها ندارند. مدت زمانشان کوتاه است چون می خواهند حرفشان را در کمترین زمان ممکن بزنند و در نتیجه باید مختصر باشند و مفید. قالب نقاشی گونه، خود به خود جذب کننده مخاطب خردسال است و محتوای عمیق، جذب کننده مخاطب بزرگسال، اما این که چطور می شود با قالب بچگانه حرف بزرگسالانه زد این همه هنر انیمیشن کوتاه است.انیمیشن کوتاه را معمولا برای جشنواره ها می سازند. همین خیلی ها را به این باور متمایل ساخته که این گروه از آثار پویانمایی ارتباطی با مخاطب خردسال ندارند. اگر چنین باشد اولین ایرادی که می توان به این انیمیشن ها گرفت قالب آنهاست و این سوال که چه لزومی داشته فیلمساز برای بیان مقصود خود از پویانمایی استفاده کند و از تصاویر واقعی فاصله بگیرد؟در ابتدا باید گفت اساسا چنین نیست که همه انیمیشن های کوتاه حتی نمونه های جشنواره ای ارتباطی با مخاطب خردسال نداشته باشند و مسیرشان کاملا متفاوت از مسیر برنامه سازان کودک باشد. خیلی از کارگردان های انیمیشن کوتاه مضامین عمیق مورد نظرشان را در قالبی چنان ساده ارائه می کنند که کاملا همخوان با نیاز مخاطب کودک است و نیز همخوان با قالب کودکانه آثارشان. ازجمله کارگردان مشهور ایتالیایی «برونو بوزتو» (Bruno Bozzetto) که مجموعه قابل توجهی از انیمیشن های کوتاه خود را با نرم افزار «فلاش» ساخته و با این حال همین پویانمایی های ساده و تخت، از جذاب ترین انیمیشن های کوتاه جهان هستند و به شکل تحسین برانگیزی، هم برای کودکان مناسبند و هم برای بزرگسالان.اما درخصوص آن دسته از کارگردان های انیمیشن که محتوای آثارشان به ظاهر تناسبی با قالب کارشان ندارد باید به طور مجزا بحث کرد. تردیدی نیست که انیمیشن های خشن کارگردانی همچون «رمی» (Remi) از حیث مضمون به هیچ وجه کودکانه نیستند حال آن که قالبشان حتی خیلی بیشتر از کارهای بوزتو نزدیک به انیمیشن های کارتونی کودکان است. آیا می توانیم بگوییم این ضدیت قالب با محتوا، نقص آثار رمی است؟ خیر. چراکه اصلا خشونت و خونریزی موجود در پویانمایی های کوتاه رمی تنها زمانی معنا و مفهوم قابل توجه دارند که با همین فرم کودکانه و کارتونی ارائه شوند. به عبارت دیگر باید گفت همه لطف و تازگی فیلم های رمی و همه ایده بکر آنها در همین ناهمخوان بودن فرم و محتوای آنهاست چراکه اصلی ترین عنصر زیبایی شناسانه این آثار عنصر تضاد است. ویژگی متمایز کار رمی در مقایسه با دیگر انیمیشن سازانی که برای مخاطب بزرگسال فیلم می سازند در این است که آثار او برای استفاده از قالب کارتونی منطقی قابل دفاع دارند و این طور نیست که مثل بسیاری از نمونه های دیگر، بدون دلیل موجه از ساختار پویانمایی بهره برده باشند.یکی از اصلی ترین دلایلی که می توان برای روی آوردن فیلمسازان فیلم کوتاه، به ساختار پویانمایی ذکر کرد، امکانات بیشتر انیمیشن برای به تصویر کشیدن ذهنیات و تخیلات فیلمساز است، اما این مساله به تنهایی نمی تواند توجیه کننده استفاده از ساختار کودکانه برای محتوای بزرگسالانه باشد. عدم توجه به این مهم موجب شده بسیاری از آثار کوتاه انیمیشن دچار بحران هویت باشند و معلوم نباشد برای چه کسی تولید شده اند، برای چه با این شکل و شمایلی که اختصاص به مخاطب خردسال دارد ارائه شده اند و اصلا چرا ساخته شده اند. در مقابل، شمار قابل توجهی از آثار انیمیشن هم هستند که سازندگان آنها با توجه خاص به این مسئله قابل تأمل، دست به طراحی نوعی فرم تازه زده اند و تکنیک هایی را برای ساختار انیمیشنی اثر خود به کار گرفته اند که با حافظه تصویری مخاطب خردسال فاصله دارد و اگرچه نقاشی متحرک است، اما کودکانه نیست. به این صورت که پایه پویانمایی مورد نظر خود را نقاشی هایی قرار داده اند که نقاشی هایی بزرگسالانه است مثل آثار تیره و تار اکسپرسیونیست ها یا آثار تغزلی و پرتلألو امپرسیونیست هایی نظیر کلود مونه و آگوست رنوار یا از آن بالاتر آثار متعلق به جنبش های هنری قرن بیستم که یا کاملا آبستره و بدون فرم هستند یا فرم های بشدت اغراق شده و نامعمول دارند.انیمیشن کوتاه به دلیل محدودیت زمانی اش، در مقایسه با دیگر انواع پویانمایی، گزینه مناسب تری برای انسان پرمشغله و کم حوصله مدرن است. چنان که برای اغلب مخاطبان امروز ادبیات، داستان مینی مال هم در مقایسه با رمان، جذابیت بیشتری دارد. کارگردان انیمیشن کوتاه، فرصت چندانی برای داستان تعریف کردن برای مخاطبش ندارد. او ناچار است تکیه کند به داشته های ذهنی مخاطب و براساس همین داشته های قبلی، داده مورد نظر خودش را ارائه کند. از این گذشته ناچار است گزیده گو باشد و از اطناب و تفصیل بی مورد پرهیز کند. می داند که وقت زیادی برای تاثیرگذاری بر مخاطبش ندارد و فرصت اندکی را که در اختیارش است باید غنیمت بشمارد. می داند که اگر تاثیرگذار نباشد نمی گویند عذرش موجه است چون فرصتش کم بوده، بلکه می گویند نابلد بوده. پس در مرحله انتخاب ایده بیشتر فکر می کند و در هنگام پرداخت ایده، خلاقیت بیشتری به خرج می دهد و موقع اجرا هم بیشتر به نیاز مخاطب فکر می کند تا ذهنیات شخصی خودش. در نتیجه کارش در عین استقلال هنری، بی اعتنا به مخاطب نیست و در عین کوتاه بودن، ابتر و بی ثمر نخواهد بود.اما مختصری هم درباره انیمیشن های کوتاه روشنفکرانه یا بهتر است بگوییم روشنفکرمآبانه یا به قول بعضی ها انیمیشن کوتاه فلسفی! متاسفانه در میان انیمیشن های کوتاه کم نیستند انیمیشن هایی که نه فقط ساده و قابل فهم نیستند و بشدت پیچیده یا پیچیده نما هستند، بلکه اساسا فکر و ایده اولیه مهمی هم ندارند، اما چون در زبان بیانی خود فاقد صداقت هستند این فقر ایده را با ادعای روشنفکری می پوشانند و به اصطلاح فیلم شخصی، مستقل و هنری نامیده می شوند. این پدیده در فیلم های کوتاه غیرانیمیشن هم رایج است، اما اگر در آنجا مساله خیلی مهمی نباشدـ که هست ـ در اینجا یعنی در ساختار انیمیشنی قطعا مهم و شایان توجه و البته بسیار شگفت آور است.مهم و قابل توجه است چون اصولا مقوله انیمیشن حتی نمونه های غیرکودکانه اش، شدیدا نیازمند سادگی و شفافیت در بیان است و مخاطب انیمیشن هم چنین انتظاری از یک فیلم پویانمایی دارد و شگفت آور است چون وقتی آن همه تمهید لازم است تا بتوانیم از ساختار نقاشی متحرک برای بیان مضمون غیرکودکانه استفاده کنیم چطور گمان برده می شود که می توان از این ساختار برای بیان مضمونی استفاده کرد که نه فقط کودکانه نیست بلکه بزرگسالان هم از درک آن عاجزند و جز سازنده یا معدودی افراد نظیر خودش کسی قادر به فهم آن نیست؟انیمیشن کوتاه یکی از بهترین و جذاب ترین قالب های فیلمسازی امروز دنیاست. چنان که بسیاری از فیلمسازان فیلم واقعی را هم برای ساخت و تولید، وسوسه می کند یا لااقل آنها را در صف مخاطبان علاقه مند و پیگیر آثار کوتاه انیمیشن قرار می دهد. از این گذشته این قالب پرکاربرد انیمیشن یکی از پولسازترین و سودآورترین قالب های فیلمسازی دنیای امروز نیز هست چراکه از مهم ترین، گسترده ترین و تاثیرگذارترین ابزارهای تبلیغاتی کنونی است.

دیدگاهتان را بنویسید